محمد مهدى ملايرى

171

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

هست تا به سازها و ابزارهاى موسيقى ايرانى مىرسد ، و در آن از برخى از اصطلاحات موسيقى با الفاظى عربى به صورت نغمه‌ها و ايقاعات و طروق ملوكى ( شايد كروف ) يادى مىشود و از موسيقى اهل خراسان و بالاتر از آن و نام برخى از ابزار موسيقى آنجا هم ذكرى به ميان مىآيد ، و از موسيقى مردم رى و تبرستان و ديلم نيز در آن نامى هست ، و به جز اين‌ها كه در قلمرو موسيقى ايرانى قرار مىگيرند ابن خردادبه به صورتى خيلى خلاصه‌تر به آلات طرب روم و خلاصه‌تر از آن به ذكر يكى از آلات طرب هند به نام كنكه كه گويد تنها يك تار دارد پرداخته و دربارهء عرب هم از حدا و نصب كه صورتهاى ابتدائى آواز عرب بوده نام برده و گويد قريش هم جز نصب گونهء ديگرى از آواز را نمىشناختند تا هنگامى كه نضر بن الحارث بن علقمة بن كلدة به عراق و نزد كسرى آمد و در حيره نواختن عود و آواز خواندن با عود را فراگرفت و در بازگشت آن را به مردم مكّه آموخت . مسعودى پس از نقل مطالب ديگرى از گفته‌هاى ابن خردادبه در همين زمينه گويد . پس از اين سخنان معتمد به ابن خردادبه گفت ، چه نيك و گشاده سخن گفتى ، و امروز با وصف موسيقى و آلات طرب براى ما جشنى بر پا ساختى . سخن تو بافتهء پرنقش‌ونگارى را ماند كه همه رنگى را از سرخ و زرد و سبز و ديگر رنگها در خود جمع دارد . اكنون بگو كه صفت آوازه‌خوان ماهر چيست ؟ و ابن خردادبه به وصف آوازه‌خوان ماهر پرداخت . و آنگاه خليفه دربارهء اصطلاحات موسيقى همچون ايقاع و طروق و نغمه‌ها پرسيد و ابن خردادبه بدانها پاسخ داد ، و سپس به شرح آهنگها پرداخت و در وصف آهنگ ماخورى گفت آن را بدين‌سبب ماخورى ناميدند كه ابراهيم بن ميمون ( - ماهان ) موصلى كه از مردم فارس بود و در موصل نشيمن داشت آن را بسيار در ميخانه‌ها ( - در عربى مواخير جمع ماخور ) مىنواخت . آنچه در اين مورد گفتنى مىنمايد اين است كه هرآنچه دربارهء وصف آوازخوانان از گفتهء ابن خردادبه نقل شده و از آن جمله مطالبى كه دربارهء ابراهيم موصلى آمده از آنجا كه هيچ يك در قطعات بازمانده از كتاب اللهو و الملاهى